حسن سيد اشرفى
626
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
گوينده ولى دلالتش به نحو مطابقى نبوده بلكه به دلالت التزامى مىباشد . « 1 » 561 - دلالت التزامى صيغههاى انشايى بر ثبوت صفات مشهوره به چه دليل مىباشد ؟ ( امّا لاجل . . . او اطلاقا ) ج : مىفرمايد : دلالت التزامى اين صيغهها بر ثبوت صفات نفسانى مشهوره به دو دليل مىتواند باشد : 1 - وضع : يعنى واضع ، اين صيغهها را وضع كرده كه بالمطابقه دلالت داشته باشند بر انشاء معانيشان و بالالتزام دلالت داشته باشند بر ثبوت صفات نفسانى ياد شده به نحو حقيقت در باطن و نفس گوينده البته در وقتى كه داعى و انگيزهء از انشاء اين صيغهها عبارت از وجود و ايقاع اين صفات باشد . « 2 » 2 - انصراف : يعنى اين جملات كثيرا استعمال در اين معانى شدهاند . يعنى كثيرا استعمال صيغههاى انشايى در اين است كه علاوه بر انشاء معانى آنها به التزام نيز دلالت دارند بر اينكه حقيقتا اين صفات در نفس و باطن گوينده وجود داشته و منصرف به اين صورت خواهند بود . بنابراين ، اگر قرينهاى به هنگام انشاء اين صيغهها وجود نداشته باشد كه غرض از اين جملات ، طلب حقيقى ، استفهام حقيقى ، تمنّى و ترجّى حقيقى نبوده « 3 »
--> ( 1 ) - بنابراين جمله « اضرب زيدا » دلالت مىكند بالمطابقه بر انشاء و ايجاد طلب يعنى تحقّق ضرب ولى به دلالت التزامى دلالت دارد كه اين طلب و اراده حقيقتا در باطن و نفس متكلّم نيز وجود دارد . يا جملهء « هل زيد قائم » دلالت مىكند بالمطابقه بر انشاء طلب فهميدن ولى بالالتزام دلالت دارد كه طلب فهميدن در نفس و باطن گوينده وجود دارد . ( 2 ) - چرا كه در بعضى از مواقع غرض از انشاء اين صيغهها مثلا صيغهء امر طلب حقيقى نبوده بلكه به داعى و انگيزهء امتحان است مثل اوامر امتحانيه يا در جملات استفهاميه غرض ، طلب فهم نيست بلكه غرض ، عبارت از توبيخ ، تقرير و يا تحديد مىباشد مثل استفهاماتى كه خداوند متعال دارند و همينطور در ترجّى و تمنّى . ( 3 ) - مثلا در مورد خداوند قرينهء عقلى وجود دارد كه قصدش از انشاء استفهام ، طلب حقيقى فهم